اما بهترین و بدترین مسابقات فصل ۲۰۲۶ کدام بودهاند؟ کارشناسان دیدگاه خود را درباره عملکرد قوانین جدید و کیفیت مسابقات به اشتراک میگذارند.
فصل ۲۰۲۶ فرمول یک تا اینجای کار، ملغمهای واقعی از مسابقات هیجانانگیز و ناامیدکننده بوده و واکنشهای مثبت و منفی زیادی را از سوی علاقهمندان و کارشناسان برانگیخته است.
جان نوبل (Jon Noble)
بهترین: اسپانیا | بدترین: بریتانیا
میتوان مسابقات خوب و بد این فصل را به دو دسته تقسیم کرد: پیستهایی که خودروها در آن پرانرژی هستند و پیستهایی که با بحران و افت شدید انرژی باتری دستوپنجه نرم میکنند.
به اعتقاد من، گرندپری بارسلونا بهترین گرندپری فصل بود. مدیریت انرژی در بارسلونا دردسر چندانی ایجاد نکرد و رقابت روی موضوعات کلاسیک F1 مثل آیرودینامیک، مدیریت لاستیک، عملکرد راننده و استراتژی متمرکز بود؛ همین مسئله یک مسابقه فوقالعاده را رقم زد. هرگاه فاصله میان استراتژی برتر بسیار اندک باشد و تیمها رویکردهای متفاوتی اتخاذ کنند، رقابت تماشاییتر میشود. تقابل استراتژی هجومی ۳ توقفه لوییس همیلتون در برابر برنامه ۲ توقفه مرسدس، واقعاً لذتبخش بود.
در نقطه مقابل، مسابقات ابتدایی فصل قبل از اصلاح قوانین باتری اصلاً خوب نبودند. اما اگر بخواهم به ناامیدکنندهترین مسابقه اشاره کنم، گرندپری بریتانیا را انتخاب میکنم. موضوع حتی بهم خوردن پایان هیجانانگیز مسابقه با سردرگمی خودروی ایمنی (Safety Car) هم نیست؛ بلکه ترکیب آشفتگیِ افت انرژی در یک پیست پرسرعت مثل سیلورستون، تمام نقاط ضعف قوانین ۲۰۲۶ را عریان کرد.
دیدن اینکه همیلتون با یک سبقت سبقت شاهکار از بیرون پیچ Copse جورج راسل را پشت سر میگذارد و در پیچ Maggotts شجاعانه دفاع میکند، اما تنها با فشردن یک دکمه روی فرمان مرسدس در مستقیم Hangar دوباره جایگاهش را پس میدهد، عبس بودن سبقتگیریهای ۲۰۲۶ را نشان داد. وقتی رقیب میتواند بدون هیچ هنرنمایی خاصی جایگاهش را پس بگیرد، دیگر چرا راننده باید ریسک کند و سبقتهای بزرگ بزند؟
شما چه فکر میکنید؟ به نظر شما بهترین و بدترین مسابقه F1 ۲۰۲۶ تا اینجای کار کدام بوده است؟ نظرات خود را در بخش دیدگاههای FastLap با ما به اشتراک بگذارید.
گاری اندرسون (Gary Anderson)
بهترین: مجارستان | بدترین: سوزوکا
به نظرم گرندپری مجارستان یکی از بهترینها بود. به نظر میرسد تیمها بالاخره راه مهار و استخراج حداکثر توان از خودروهای نسل ۲۰۲۶ را پیدا کردهاند. البته باید یادمان باشد که مجارستان یکی از بهترین پیستهای تقویم از نظر بازیابی و تخلیه انرژی (Harvesting & Deployment) است. با اینکه هنوز جای بهبود وجود دارد، اما بهزودی بیشتر تیمها تمرکز خود را روی خودروهای فصل آینده معطوف خواهند کرد.
بدترین مسابقه بدون شک سوزوکا بود؛ بازیابی انرژی در این پیست عملاً غیرممکن است. رقابت در پیشتازان به سلسلهای از سبقتهای تلافیجویانه تبدیل شده بود که هیچ ربطی به شجاعت یا مهارت راننده نداشت. چند مسابقه اینچنینی داشتهایم، اما ژاپن به شکلی زننده بدترین بود و از همین حالا نگران مسابقه مونزا هستم.
جک بنین (Jack Benyon)
بهترین: کانادا | بدترین: اسپا و سوزوکا
اگر تنفرم از نحوه بازیافت و شارژ مسخره باتریها را فاکتور بگیرم، گرندپری کانادا محبوبترین مسابقه من است. در آن زمان هنوز مشخص نبود که کیمی آنتونلی قرار است اینطور بدرخشد و برتری خود را در مرسدس تثبیت کند. نبرد چرخبهچرخ او و راسل کاملاً واقعی و جذاب بود تا اینکه مشکل فنی ماشین راسل همهچیز را خراب کرد.
برای انتخاب بدترین مسابقه دستتان باز است: اسپا، سوزوکا یا هر پیست دیگری که رانندگان فقط در حال دور زدن با افت شدید توان (Clipping) بودند و سبقتها بیشتر از روی خوششانسی رخ میداد تا مهارت رانندگی.
اد استراو (Edd Straw)
بهترین: کانادا | بدترین: ژاپن
گرندپری کانادا درخشان بود؛ نبرد سنگین راسل و آنتونلی تا پیش از نقص فنی باتری راسل، یک دوئل کلاسیک و دیدنی میان دو مدعی قهرمانی را رقم زد. دشواری در حفظ دمای لاستیکها باعث میشد راننده پیشتاز بیشتر دچار اشتباه شود که این خود بعد جذابتری به مسابقه میداد.
در طرف دیگر، ژاپن بدترین خاطره را در ذهنم ثبت کرد. موناکو طبق معمول سبقتهای کمی داشت که خب از پیست موناکو انتظار دیگری هم نمیرود؛ اما سوزوکا پیستی بود که نقاط ضعف واحدهای قدرت جدید را در عریانترین شکل ممکن به نمایش گذاشت. زمانبندی ماشین ایمنی نیز هیجان را کشت تا یک ناامیدی مضاعف در یکی از بهترین پیستهای جهان رقم بخورد.
وال خورونژی (Val Khorounzhiy)
بهترین: سیلورستون
سوزوکا واقعاً عذابآور بود (که البته با قوانین قبلی هم در سوزوکا همین وضعیت را داشتیم) و موناکو هم که همان موناکوی همیشگی بود.
اما فارغ از اینها، من عموماً از اکثر مسابقات خوشم آمده، اگرچه شاید عاشقانه دوستشان نداشتم! فکر نمیکنم این موضوع تقصیر قوانین ۲۰۲۶ باشد، بلکه بیشتر به شانس و اتفاقات مربوط است. فرمول یک بارها پتانسیل داشتن پایانهای فوقالعاده هیجانانگیز را داشت، اما مشکل استهلاک و قابلیت اطمینان (بهویژه در مرسدس) یا اتفاقات ریاستارت در سیلورستون آن را خراب کرد. با این حال، سیلورستون با تمام حواشی پایانیاش، برجستهترین مسابقه فصل تا اینجا بوده است.
اولیور کارد (Oliver Card)
بهترین: سیلورستون
حقیقت تلخ این است که قوانین فعلی قابلیت این را دارند که جذابیت پیستهای کلاسیک را نابود کنند. اسپا و سوزوکا کاملاً ناامیدکننده بودند، اما خوشبختانه گرندپری بریتانیا به عنوان پرچمدار پیستهای اصیل نشان داد که هنوز هم میتوان رقابتی جذاب دید.
روند مسابقه در سیلورستون بسیار درگیرکننده بود. اتخاذ استراتژیهای متنوع در طول جدول، رقابت را پیشبینیناپذیر کرده بود. اکشن جذاب در پیست، تلاش سرسختانه آنتونلی برای به پایان رساندن مسابقه و در نهایت شکستن طلسم بیپیروزی شارل لکلرک و برد ارزشمند فراری، بار احساسی فوقالعادهای به سیلورستون بخشید.
جاش سوتیل (Josh Suttill)
بهترین: مجارستان | بدترین: بلژیک
بهترین و بدترین مسابقات نیمفصل، پشت سر هم رخ دادند: بلژیک (بدترین) و مجارستان (بهترین).
عملکرد خودروهای جدید در اسپا آنقدر ضعیف بود که آرزو کردم کاش میشد پیستهای اصیلی مثل اسپا، سوزوکا و سیلورستون را تا تغییر قوانین بعدی از تقویم کنار گذاشت! اما درست زمانی که داشتم ایمانم را به هیجان مسابقات از دست میدادم، مجارستان یک آخر هفته فوقالعاده را تحویل داد. شاید تعداد سبقتهای مجارستان یکدهم اسپا هم نبود، اما کیفیت آنها بهمراتب بالاتر بود؛ سبقت شاهکار مکس فرستاپن از همیلتون در پیچ ۱ برای مدتها در یادها خواهد ماند و تلخی سبقتهای بیارزش و آسان در مستقیمی کمل (Kemmel) اسپا را شست و برد.