جهش چشمگیر ارزش تیم‌های فرمول

مالک واقعی هر تیم فرمول یک در سال ۲۰۲۶ کیست؟

چه کسی از جهش چشمگیر ارزش تیم‌های فرمول یک سود می‌برد؟ هنگام نگارش مقاله اخیرم درباره اینکه چرا ارزش تیم‌های F1 با چنین سرعتی در حال افزایش است، متوجه شدم که پاسخ دقیق این سؤال را برای تک‌تک تیم‌ها نمی‌دانم.

با توجه به افزایش ارزش‌گذاری تیم‌ها، داستان ادامه‌دار مالکیت تیم کادیلاک و همچنین اطلاعات جدید درباره سهام‌داری استون مارتین، تصمیم گرفتم ساختار مالکیت هر تیم را بررسی کنم.

البته «اطلاعات در دسترس» نکته مهمی است. بسته به نوع ساختار مالکیت و کشوری که شرکت در آن ثبت شده، میزان و عمق اطلاعات موجود متفاوت است.

پاسخ به سؤال ظاهراً ساده «چه کسی واقعاً مالک هر تیم فرمول یک است؟» در حقیقت بسیار پیچیده است.

پس از بررسی دقیق این ساختارها، می‌توان سه دلیل اصلی برای مالکیت یک تیم F1 را در نظر گرفت:

  1. مالک تیم هستید چون می‌خواهید مسابقه دهید.
  2. مالک تیم هستید چون حضور در مسابقات به کسب‌وکار دیگری کمک می‌کند درآمد بیشتری ایجاد کند.
  3. بخشی از تیم را در اختیار دارید چون معتقدید خود تیم مسابقه‌ای می‌تواند برایتان درآمد ایجاد کند.

فرانک ویلیامز نمونه بارز مدل اول بود. بنتون و ردبول نمونه‌هایی از مدل دوم هستند. ورود سرمایه‌گذاران نهادی مانند Arctos و Otro نیز نمونه‌ای از مدل سوم است.

با این حال، هنوز به شبکه‌ای نرسیده‌ایم که ۱۰۰ درصد آن در اختیار سرمایه‌گذاران نهادی باشد. همین موضوع است که ساختار مالکیت فعلی را جذاب می‌کند.

گرید ۲۰۲۶ ترکیبی از مدل‌های مختلف است: خودروسازان در کنار سرمایه خصوصی، میلیاردرها در کنار سرمایه‌گذاران نهادی، صندوق‌های ثروت حاکمیتی در کنار کارآفرینان و حتی مدیران ارشد تیم‌ها که خودشان سهام‌دار هستند.

با بررسی این ساختارها، برخی تصمیم‌های استراتژیک و تفاوت‌های فرهنگی میان تیم‌ها نیز قابل درک‌تر می‌شود.

جین هاس تنها مالک ۱۰۰ درصدی و هم‌زمان مدیر-مالک باقی‌مانده در گرید است. تیم هاس همچنین تنها تیمی است که پایین‌تر از سقف هزینه‌ها فعالیت می‌کند؛ ارتباط میان این دو موضوع شاید چندان تصادفی نباشد.

با ساده‌ترین مورد یعنی هاس شروع کنیم و سپس به پیچیده‌ترین ساختارها برسیم.

استون مارتین؛ لارنس استرول کنترل را در اختیار دارد، اما مالکان دیگری هم وجود دارند

لارنس استرول به‌سادگی «مالک استون مارتین F1» نیست و Aston Martin Lagonda، شرکت بورسی تولید خودروهای جاده‌ای که نامش روی درِ تیم قرار دارد، نیز مالک تیم F1 نیست.

کسب‌وکار فرمول یک در نهایت زیرمجموعه AMR GP Holdings Limited قرار دارد و شاید بهترین نمونه در گرید برای نشان دادن پیچیده شدن ساختارهای مالکیت در فرمول یک مدرن باشد.

بر اساس بررسی PlanetF1 از اسناد مربوط به سهام‌داری آدریان نیوی، منافع مرتبط با استرول حدود یک‌سوم مالکیت اقتصادی تیم را تشکیل می‌دهند.

اما نکته مهم‌تر این است که استرول برای کنترل تیم نیازی به داشتن اکثریت سهام ندارد.

در حال حاضر Companies House ثبت کرده که Racing Point UK Holdings Limited، شرکت هلدینگ کنسرسیوم تحت رهبری استرول، بیش از ۲۵ درصد و حداکثر ۵۰ درصد از سهام AMR GP Holdings را در اختیار دارد. با این حال، این شرکت حداقل ۷۵ درصد از حق رأی را در اختیار دارد و می‌تواند اعضای هیئت‌مدیره را منصوب یا برکنار کند.

ماجرا جالب‌تر هم می‌شود.

طبق اساسنامه فعلی، تا زمانی که Racing Point UK Holdings حداقل ۱۵ درصد از سهام شرکت را در اختیار داشته باشد، این شرکت به‌عنوان «سهام‌دار کنترل‌کننده» شناخته می‌شود.

این وضعیت حقوق حاکمیتی مهمی، از جمله در زمینه انتخاب رئیس و اعضای هیئت‌مدیره و تعیین حد نصاب جلسات هیئت‌مدیره، در اختیار آن قرار می‌دهد.

بنابراین استرول توانسته مقدار قابل توجهی سرمایه دیگران را وارد کسب‌وکار کند و هم‌زمان از افزایش فوق‌العاده ارزش تیم منتفع شود، بدون اینکه کنترل آن را از دست بدهد.

چه افراد و نهادهای دیگری سهام‌دار هستند؟

Arctos Partners، یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های تخصصی سرمایه‌گذاری ورزشی جهان، سهام قابل توجهی در اختیار دارد. HPS Investment Partners نیز سهام‌دار است.

صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان سعودی (PIF) نیز در این تیم سهم دارد.

وودی جانسون، مالک تیم NFL نیویورک جتس، نیز از طریق شرکت Green Racer LLC وارد ساختار مالکیت شده است.

آدریان نیوی نیز از طریق یک کلاس ویژه از سهام، مالک بخشی از تیم است و منافع مدیریتی نیز در ساختار سهام‌داری وجود دارد.

بر اساس تحلیل PlanetF1، سهم نیوی حدود ۴.۷ درصد و سهم خود Racing Point UK حدود ۲۷ درصد است و مجموع منافع مرتبط با استرول به حدود ۳۳ درصد می‌رسد.

فراری؛ مالکیت عمومی، با نفوذ خانواده‌ها

فراری در نگاه اول باید ساختار ساده‌ای داشته باشد.

اما این‌طور نیست.

اسکودریا فراری یک کسب‌وکار مستقل و جداگانه از شرکت فراری نیست و درون خود شرکت Ferrari قرار دارد.

از آنجا که فراری یک شرکت بورسی است، از یک منظر هزاران مالک دارد.

اما تمام سهام فراری از نظر قدرت کنترل یکسان نیستند.

تا فوریه ۲۰۲۶، شرکت سرمایه‌گذاری Exor متعلق به خانواده آنیلی، ۲۱.۳۳ درصد از سهام عادی فراری را در اختیار داشت.

به لطف ساختار حق رأی وفاداری فراری، این سهام معادل ۳۲.۳۲ درصد از قدرت رأی‌دهی بود.

تراست متعلق به پیرو فراری نیز ۱۰.۶۷ درصد مالکیت اقتصادی داشت که معادل ۱۶.۱۷ درصد از حق رأی بود.

در مجموع، منافع اقتصادی حدود ۳۲ درصدی این دو گروه، نزدیک به ۴۸.۵ درصد از قدرت رأی‌دهی را در اختیار داشت.

بنابراین اینکه بگوییم فراری «متعلق به سهام‌داران عمومی» است، درست است.

اما اینکه بگوییم منافع خانواده آنیلی/Exor و خانواده فراری همچنان نفوذ بسیار زیادی بر شرکت دارند نیز درست است.

این نمونه خوبی از تفاوت میان مالکیت اقتصادی و کنترل است.

یک تفاوت مهم دیگر هم وجود دارد: اگر گفته شود ارزش تیم فراری در فرمول یک ۵ میلیارد دلار است، شرکت مستقلی به نام تیم F1 فراری وجود ندارد که بتوان آن را به همین قیمت خرید.

تیم فرمول یک فراری بخشی از کسب‌وکار بزرگ‌تر Ferrari است.

به همین دلیل مقایسه ارزش‌گذاری فرضی تیم فراری با معامله‌ای مانند فروش سهام در استون مارتین یا آلپین، کاملاً مقایسه دو مورد مشابه نیست.

ردبول و ریسینگ بولز؛ دو تیم، یک هدف استراتژیک

در ساده‌ترین حالت، Red Bull Racing و Racing Bulls هر دو در نهایت بخشی از امپراتوری ردبول هستند.

این ساختار شاید بهترین نمونه فعلی از مدل دوم مالکیت باشد؛ یعنی حضور در مسابقات به کسب‌وکار دیگری کمک می‌کند درآمد بیشتری ایجاد کند.

ردبول برای مسابقه دادن ساخته نشد. Red Bull Racing ایجاد شد تا به فروش نوشیدنی انرژی‌زای ردبول کمک کند.

و این استراتژی به‌خوبی جواب داده است.

اما مسیر مالکیت آن ارزش بررسی دارد.

در سطح بریتانیا، شرکت Red Bull Technology بخش بزرگی از عملیات میلتون کینز را در بر می‌گیرد. Companies House در حال حاضر نشان می‌دهد که مارک ماتشیتس بیش از ۲۵ درصد و حداکثر ۵۰ درصد از Red Bull Technology را در اختیار دارد.

ساختار مشابهی در Red Bull Powertrains و دیگر شرکت‌های بریتانیایی ردبول نیز دیده می‌شود.

در نهایت، مسیر مالکیت به شرکت خصوصی اتریشی Red Bull GmbH و منافع خانواده‌های ماتشیتس و یوییدیا می‌رسد.

این ساختار پس از مرگ دیتریش ماتشیتس تغییر کرد و تغییر دیگری نیز در ارتباط با سهم ۲ درصدی که پیش‌تر شخصاً در اختیار چالرم یوییدیا بود، رخ داد؛ این سهم به شرکت تراستی سوئیسی Fides Trustees منتقل شد.

مرسدس؛ سه مالک برابر، به‌علاوه یک نفر

مرسدس در سطح تیم، ساختار نسبتاً ساده‌ای دارد.

Mercedes-Benz، INEOS و توتو وولف هر کدام یک‌سوم تیم را در اختیار دارند.

زمانی که INEOS در سال ۲۰۲۰ وارد ساختار مالکیت شد، مرسدس رسماً اعلام کرد که تیم در سه بخش مساوی اداره خواهد شد. Companies House همچنان Mercedes-Benz Holdings UK، INEOS Industries Holdings و Toto Wolff را سه شخص یا نهاد دارای کنترل قابل توجه معرفی می‌کند.

اما یک نکته جدید وجود دارد.

در نوامبر ۲۰۲۵، جورج کورتز، بنیان‌گذار CrowdStrike، ۱۵ درصد از شرکت مالکیت متعلق به توتو وولف را خرید.

از آنجا که آن شرکت یک‌سوم مرسدس را در اختیار دارد، سهم اقتصادی غیرمستقیم کورتز معادل حدود ۵ درصد از کل تیم F1 است.

نکته مهم اینکه مرسدس اعلام کرده ساختار حاکمیتی تغییری نکرده است. وولف همچنان کنترل شرکت مالک خود را در اختیار دارد و مدیرعامل و مدیر تیم باقی مانده است. کورتز نیز به کمیته راهبری استراتژیک تیم در کنار وولف، اولا کِلنیوس از مرسدس و جیم راتکلیف پیوسته است.

این معامله کوچک اما جالب است؛ زیرا وولف توانسته بخشی از منافع اقتصادی خود در تیمی با ارزش چند میلیارد دلاری را بفروشد، بدون اینکه جایگاه یا کنترل خود را از دست بدهد.

مک‌لارن؛ سرمایه حاکمیتی در نهایت مالک تیم مسابقه‌ای شد

ساختار مالکیت مک‌لارن اخیراً ساده‌تر شده است.

در دوران همه‌گیری کرونا، McLaren Racing در شرایطی که کل مجموعه مک‌لارن به سرمایه نیاز جدی داشت، سرمایه‌گذاران جدیدی از جمله MSP Sports Capital را وارد کرد.

این سرمایه‌گذاری بعدها به معامله‌ای بسیار سودآور تبدیل شد.

در سپتامبر ۲۰۲۵، مک‌لارن اعلام کرد که سهام‌داران اقلیت باقی‌مانده شامل MSP، O’Connor Capital Solutions، Ares و Caspian را خریداری کرده است.

در نتیجه، Mumtalakat بحرین و CYVN Holdings ابوظبی اکنون ۱۰۰ درصد McLaren Racing را در اختیار دارند.

Mumtalakat همچنان سهام‌دار اکثریت است و CYVN سهم اقلیت بدون کنترل دارد. مک‌لارن درصد دقیق این تقسیم را به‌صورت عمومی اعلام نکرده است.

ارزش‌گذاری این معامله طبق گزارش‌ها بیش از ۴ میلیارد دلار بوده است.

البته باید میان McLaren Racing و McLaren Automotive تفاوت قائل شد؛ این دو کسب‌وکار ساختارهای مالکیت متفاوتی دارند.

McLaren Racing نیز فقط فرمول یک نیست و برنامه ایندی‌کار و پروژه ورود مک‌لارن به مسابقات استقامت جهان نیز در همین مجموعه قرار دارند.

بنابراین وقتی می‌گوییم «ارزش مک‌لارن F1 چهار میلیارد دلار است»، الزاماً فقط دو خودروی نارنجی حاضر در ۲۴ گرندپری را ارزش‌گذاری نکرده‌ایم.

کادیلاک؛ جدیدترین تیم و یکی از پیچیده‌ترین پاسخ‌ها

اگر از کسی بپرسید مالک تیم کادیلاک F1 کیست، احتمالاً پاسخ اولیه جنرال موتورز خواهد بود.

و این پاسخ قابل درک است.

فرمول یک در زمان تأیید درخواست ورود، این پروژه را متعلق به General Motors و TWG Motorsports معرفی کرد و دن تاوریس، مدیرعامل TWG، نیز به‌صورت عمومی تأیید کرده که GM در تیم سهام دارد.

اما سوابق شرکتی بریتانیا نام دیگری را نشان می‌دهد.

شرکت بریتانیایی اکنون TWG Cadillac Formula 1 Team Limited نام دارد.

Companies House، مارک والتر را تنها فرد فعال دارای کنترل قابل توجه معرفی می‌کند؛ بر اساس این ادعا که او «نفوذ یا کنترل قابل توجه» دارد.

TWG گروه سرمایه‌گذاری متعلق به والتر است و فعالیت‌های ورزشی آن بسیار فراتر از فرمول یک است.

اما سهم اقتصادی دقیق GM در این تیم به‌صورت عمومی مشخص نیست.

توصیف‌های عمومی مختلفی از ساختار مالکیت وجود دارد؛ از مالکیت مشترک TWG و GM گرفته تا تیمی متعلق به TWG که با حمایت GM فعالیت می‌کند.

آنچه به‌صورت عمومی در دسترس نیست، یک درصد دقیق و شفاف برای تقسیم مالکیت است.

طبق برآوردهای افراد نزدیک به پادوک که در مقاله به آن اشاره شده، GM می‌تواند گزینه‌هایی برای رسیدن به ۳۰ درصد داشته باشد، دن تاوریس حدود ۳ درصد و والتر مالک باقی‌مانده باشد.

آئودی؛ تیم کارخانه‌ای با یک سهام‌دار صندوق ثروت حاکمیتی

آئودی نمونه دیگری از مدل ترکیبی مدرن است.

آئودی در ابتدا قصد داشت مالکیت کامل Sauber Holding را برای ورود کارخانه‌ای خود در سال ۲۰۲۶ در اختیار بگیرد.

اما پیش از آنکه نام آئودی حتی روی گرید فرمول یک ظاهر شود، Qatar Investment Authority (QIA) توافق نهایی برای خرید یک سهم اقلیت قابل توجه در Sauber Holding را امضا کرد.

نه آئودی و نه QIA درصد نهایی سهام را در اطلاعیه خود اعلام نکردند.

فرمول یک این سرمایه‌گذاری را «یک سهم اقلیت قابل توجه» و تزریق سرمایه مهم به پروژه توصیف کرد.

پس از آن، آئودی به افراد مختلف از جمله جو ساوارد اعلام کرده که به دنبال ساختاری شبیه مرسدس است و پیشنهادهایی برای فروش ۳۳ درصد تیم را بررسی می‌کند؛ بخشی از این رویکرد نیز به کاهش هزینه‌ها و بازسازی گسترده در گروه فولکس‌واگن مربوط می‌شود.

آلپین؛ ۷۶ درصد برای رنو، ۲۴ درصد برای سرمایه‌گذاران مالی

پس از ساختارهای پیچیده بالا، مالکیت آلپین تقریباً ساده به نظر می‌رسد.

گروه رنو ۷۶ درصد از Alpine Racing Limited را در اختیار دارد.

یک گروه سرمایه‌گذاری به رهبری Otro Capital نیز مالک ۲۴ درصد باقی‌مانده است.

این سهم در سال ۲۰۲۳ با قیمت ۲۰۰ میلیون یورو خریداری شد و در آن زمان ارزش تیم Alpine Racing را حدود ۹۰۰ میلیون دلار برآورد می‌کرد.

رنو به‌صورت رسمی Otro، RedBird Capital Partners و Maximum Effort Investments را به‌عنوان اعضای این گروه سرمایه‌گذاری معرفی کرده بود.

این سرمایه‌گذاری به دلیل حضور ورزشکاران و چهره‌های مشهوری مانند پاتریک ماهومز و روری مک‌ایلروی نیز خبرساز شد.

اما نکته مهم در مالکیت آلپین این است که رنو کنترل قانونی و حق رأی کاملاً مشخصی را حفظ کرده است.

مالکیت ۷۶ درصدی رنو همچنین این شرکت را بالاتر از آستانه ۷۵ درصدی لازم برای تصمیم‌های مهم شرکتی مانند تصویب قطعنامه‌های ویژه طبق قوانین شرکت‌های بریتانیا قرار می‌دهد.

سرنوشت ۲۴ درصد باقی‌مانده همچنان در حال پیگیری است و انتظار می‌رود در ماه‌های آینده مشخص‌تر شود.

ویلیامز؛ تیمی که به‌عنوان یک سرمایه‌گذاری خریداری شد

ویلیامز از نظر تاریخی برای این بحث اهمیت زیادی دارد، زیرا برای چندین دهه تقریباً نماد مدل اول مالکیت بود.

فرانک ویلیامز به همراه پاتریک هد مالک یک تیم مسابقه‌ای بود چون می‌خواست مسابقه دهد.

البته در این مسیر یک دوره کوتاه ورود به بورس فرانکفورت و همچنین حضور توتو وولف با سهم ۱۵ درصدی وجود داشت که نمونه‌ای اولیه از مدل ترکیبی مالکیت امروزی بود.

اما ویلیامز مدرن کاملاً متفاوت است.

Dorilton Capital در اوت ۲۰۲۰، پس از بررسی استراتژیک مجموعه ویلیامز، این تیم را خریداری کرد.

ویلیامز در آن زمان Dorilton را یک شرکت سرمایه‌گذاری خصوصی آمریکایی با رویکرد بلندمدت معرفی کرد.

متیو ساویج، رئیس Dorilton، پس از خرید به‌عنوان رئیس ویلیامز منصوب شد و دارن فولتز و جیمز متیوز نیز به هیئت‌مدیره پیوستند.

این شاید شفاف‌ترین نمونه در گرید از مدل سوم مالکیت باشد.

Dorilton برای فروش خودرو، نوشیدنی انرژی‌زا یا محصولات پتروشیمی به ویلیامز نیاز ندارد.

خود تیم مسابقه‌ای دارایی است.

با این حال، این سرمایه‌گذاری صرفاً مالی و منفعل نیست و ساویج نیز اعلام کرده که واقعاً می‌خواهد ویلیامز دوباره پیروز شود.

ساختار شرکتی ویلیامز البته لایه‌های بیشتری دارد و شرکت عملیاتی بریتانیایی در حال حاضر برای اهداف ثبت افراد دارای کنترل قابل توجه، شخص یا نهاد حقوقی قابل ثبت مشخصی ندارد.

این موضوع نشان می‌دهد چرا کیفیت اطلاعات عمومی مالکیت از تیمی به تیم دیگر متفاوت است؛ ساختارهای سرمایه‌گذاری خصوصی، شرکت‌های خارجی، تراست‌ها و آستانه‌های مختلف گزارش‌دهی قانونی، لزوماً مسیر مالکیت شفافی ایجاد نمی‌کنند.

هاس؛ ساده‌ترین ساختار در گرید

در نهایت به جین هاس می‌رسیم.

پس از کلاس‌های مختلف سهام، صندوق‌های ثروت حاکمیتی، سرمایه خصوصی، شرکت‌های هلدینگ، حق رأی تقویت‌شده و اساسنامه‌های ۸۳ صفحه‌ای، این مورد بسیار ساده است.

جین هاس تیم را تأسیس کرد.

جین هاس کنترل تیم را در اختیار دارد.

Companies House هاس را تنها فرد فعال دارای کنترل قابل توجه در Haas Formula UK معرفی می‌کند و نشان می‌دهد که او حداقل ۷۵ درصد سهام و حق رأی را در اختیار دارد.

خود تیم هاس نیز جین هاس را تنها مالک انفرادی تیم فرمول یک معرفی کرده است.

بنابراین هاس در گرید ۲۰۲۶ نزدیک‌ترین نمونه به مدل سنتی تیمی است که مستقیماً توسط مالک آن اداره می‌شود.

این وضعیت چقدر ادامه خواهد داشت؟

مشارکت فنی و تجاری تویوتا با هاس همچنان در حال افزایش است و با بالا رفتن ارزش تیم‌های F1، هاس نیز طبیعتاً مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار گرفته است.

اما در حال حاضر ساختار مالکیت این تیم همچنان بسیار ساده و شفاف است.

پس مالک تیم‌های فرمول یک در سال ۲۰۲۶ چه شکلی است؟

پاسخ این سؤال بسیار طولانی‌تر از چیزی شد که انتظار می‌رفت.

فرمول یک مدرن از مسیرهای مختلف، انواع متفاوتی از سرمایه را در خود جمع کرده است:

  • شما می‌خواهید مسابقه دهید.
  • مسابقه دادن به کسب‌وکار دیگری کمک می‌کند درآمد بیشتری ایجاد کند.
  • یا معتقدید خود کسب‌وکار مسابقه‌ای می‌تواند برایتان سودآور باشد.

در بخش بزرگی از تاریخ فرمول یک، مشخص بود هر مالک در کدام دسته قرار می‌گیرد.

فرانک ویلیامز می‌خواست مسابقه دهد.

بنتون می‌خواست لباس بفروشد.

رنو می‌خواست خودرو بفروشد.

اما امروز این دسته‌ها increasingly روی یکدیگر قرار گرفته‌اند.

پیروزی در مسابقات هم می‌تواند هدف ورزشی باشد و هم ابزاری برای ایجاد بازده تجاری یا سرمایه‌گذاری برای سهام‌داران.

یکی از نکات مهمی که در بررسی این ساختارها مشخص می‌شود این است که ارزش یک تیم F1 آن‌قدر افزایش یافته که مالک دیگر الزاماً مجبور نیست بین حفظ تیم و فروش آن یکی را انتخاب کند.

رنو توانست ۲۴ درصد از آلپین را بفروشد، ۲۰۰ میلیون یورو جذب کند و همچنان کنترل تیم را حفظ کند.

آئودی توانست QIA را وارد Sauber کند، بدون اینکه تیم کارخانه‌ای خود را از دست بدهد.

توتو وولف توانست ۱۵ درصد از شرکت مالکیت خود در مرسدس را بفروشد، بدون اینکه جایگاه یا کنترل خود را از دست بدهد.

لارنس استرول نیز توانسته سرمایه‌گذاران مختلفی را وارد استون مارتین کند و همچنان قدرت رأی‌دهی بسیار بالایی داشته باشد.

برای مالک، ارزش چند میلیارد دلاری تیم دیگر فقط یک عدد روی کاغذ نیست؛ می‌توان بخشی از این ارزش را به پول نقد تبدیل کرد.

برای سرمایه‌گذار جدید نیز محاسبه برعکس است.

تنها ۱۱ تیم در فرمول یک وجود دارند و تعداد مالکان حاضر به فروش آنها بسیار محدود است.

اگر تنها راه ورود به یک مجموعه ورزشی جهانی که ارزش آن در حال افزایش است، خرید ۱۰، ۲۰ یا ۲۴ درصد سهام آن باشد و شخص دیگری همچنان کنترل را در اختیار داشته باشد، به نظر می‌رسد سرمایه‌گذاران حرفه‌ای بیش از گذشته حاضر به پذیرش چنین ساختاری هستند.

این بازار مالکیت بسیار متفاوت از فرمول یک حتی یک دهه قبل است.

اما فعلاً اگر سؤال این باشد که چه کسانی از افزایش عظیم ارزش تیم‌های فرمول یک سود می‌برند، پاسخ فقط سرمایه‌گذاران خصوصی، خودروسازان یا میلیاردرها نیست.

همه آنها هستند.

فرمول یک یک نوع مالک را با نوع دیگری جایگزین نکرده است؛ بلکه آن‌قدر ارزشمند شده که همه این گروه‌ها را به خود جذب می‌کند.

ساختار مالکیت تیم‌های F1 در سال ۲۰۲۶

تیمکنترل‌کنندهسایر مالکان / سرمایه‌گذاران مهم
Aston Martinلارنس استرول / Racing Point UKArctos، HPS، PIF، وودی جانسون، آدریان نیوی و منافع مدیریتی
FerrariFerrari N.V. با نفوذ قابل توجه Exor/خانواده آنیلی و پیرو فراریسهام‌داران عمومی
Red Bull RacingRed Bull GmbH۴۹٪ متعلق به بخش مرتبط با ماتشیتس، ۴۹٪ مرتبط با Yoovidhya/TC Agro و ۲٪ Fides Trustees
Racing BullsRed Bull GmbHهمان ساختار نهایی سهام‌داری ردبول
MercedesMercedes-Benz / INEOS / توتو وولف؛ هرکدام یک‌سومجورج کورتز ۱۵٪ از منافع وولف را در اختیار دارد؛ معادل حدود ۵٪ از اقتصاد کل تیم
McLarenMumtalakat؛ سهام‌دار اکثریتCYVN دارای سهم اقلیت بدون کنترل؛ درصد دقیق اعلام نشده
CadillacTWG / مارک والترGM مالک تأییدشده سهام است؛ درصد دقیق اعلام نشده
AudiAudiQIA دارای سهم اقلیت قابل توجه؛ درصد دقیق اعلام نشده
AlpineRenault Group؛ ۷۶٪گروه سرمایه‌گذاری به رهبری Otro؛ ۲۴٪
WilliamsDorilton Capitalساختار سرمایه‌گذاری خصوصی
HaasGene Haas؛ مالک انفرادیسرمایه‌گذار خارجی اعلام‌شده‌ای وجود ندارد

دیدگاهتان را بنویسید

×

ورود / ثبت‌نام در FastLap

برای ارسال دیدگاه یا استفاده از امکانات سایت، شماره موبایل خود را وارد کنید: